معین ات کارتون جالب :

شرکت های سازنده : استودیو لاقسمت ی پروداکشنز (La Parti Productions) – لس ارماتورس (Les Armateurs)

کشورهای سازنده : فرانسه – بلژیک

کارگردانان : استفان اوبیر (Stéphane Aubier ) – وینسنت پاتار (Vincent Patar) – بنجامین رنر (Benjamin Renner)

نویسنده : دانیل پنک (Daniel Pennac)

ژانر : کمدی درام ماجراجویی

زمان انتشار : ۱۲ دسامبر ۲۰۱۲

زبان : فرانسه

بودجه تهیه : ۶/۹میلیون یورو

میزان فروش : ۴/۶ میلیون دلار


دانلود کارتون های دهه 60
خلاصه جریان :سلستین موش جوان است که در جهان زیر زمینی جوندگان زندگی می نماید . در یتیم خانه ای که او زندگی می نماید سرپرست جریان استرس ناکی در مورد ی طبیعت شیطانی خرس ها که در خارج از جهان آنها زندگی می کنند ، تعریف می نماید با این وجود سلستین شک دارد که این جریان کاملا صحت داشته باشد . او عاشق نقاشی است اما مجبور است که دندان پزشکی بخواند . او باید به بالای زمین برود تا بتواند دندان های افتاده ی خرس ها را از زیر بالش هایشان جمع آوری نماید . در موقعیت مناسب سلستین می تواند دندان بچه ی خانواده ای را بدزدد ولی اعضای خانواده متوجه وی می شوند در نهایت او در حین فرار از پنجره خانه درون سطل زباله می افتد . او در سطل زباله محبوس می شود و تمام شب را در آن می گذراند . صبح روز بعد خرس بیچاره و گرسنه که اسمش ارنست است ، سلستین را پیدا می نماید و تلاش می نماید او را بخورد . ولی سلستین ارنست را متقاعد می نماید تا او را نخورد در عوض سلستین به ارنست انباری پر از غذا را نشان می دهد .سلستین به جهان موش ها باز می گردد تنها دندانی را که پیدا کرده به کلینیک دندان پزشکی می دهد . اما این کافی نیست . سلستین ماموریت پیدا می نماید که دوباره به جهان خرس ها برود دندان های زیادتری جمع اوری نماید . به آن جا می رود و متوجه دستگیر شدن ارنست می شود . به ارنست کمک می نماید که از دست پلیس ها فرار نماید . ارنست هم در مقابل به او کمک می نماید تا دندان های مغازه ی دندان فروشی را بدزدد .طی اتفاقاتی که رخ می دهد ارنست سلستین مجبور به فرار می شوند . رفته رفته علاقه ی آنها به یکدیگر افزون می شود . ولی پلیس ها جایی که آنها مخفی شدند را پیدا می کنند . انها را به دادگاه می برند تا محاکمه کنند . طی اتفاقی ناگهان ساختمان دادگاه در جهان موشها در جهان خرس ها آتش می گیرند تنها افرادی که در دادگاه باقی می مانند قاضی ها ارنست و سلستین می باشند .ارنست و سلستین دو قاضی را نجات می دهند . قاضی ها هم مجوز می دهند که ارنست و سلستین تا اخر عمر با هم زندگی کنند .
کاراکترها :خطوط تعلیق :خط تعلیق اصلی :تعلت سلستین و ارنست با هم زندگی در کنار یکدیگر شرح :ابتدای جریان نمایی از یک یتیم خانه نماش داده می شود . سریرست یتیم خانه داستانی از دشمنی خرس ها موش ها برای بچه ها تعریف می نماید آنها را از ترس و نگرانی ناک و خشن بودن خرس ها می ترس و نگرانی اند . سلستین که یکی از بچه موشهای یتیم است نقاشی هایی می کشد که در آنها رابطه دوست ها ه و بهتر ی بین خرس ها و موش ها وجود دارد . او کمی که بزرگتر می شود مامور پیدا کردن دندان خرسها و تحویل آنها به دست دندانپزشکی شهر می شود . زیرا دندان جهت موشها ارزش بنیادین دارد . طی اتفاقاتی سلستین با ارنست آشنا می شود . ابتدا ارنست قصد میل کردن او را می نماید ولی سلستین می تواند خرس را متقاعد نماید تا او را نخورد . این اتفاق شروعی جهت تعلت بین ارنست و سلستین می شود . در مراحل بعدی سلستین به ارنست یاری می نماید تا از دست پلیس ها فرار نماید ارنست هم در مقابل قول می دهد که بزرگترین کار جهان را برای وی انجام دهد . به مرور ارتباطات و وابستگی های بین سلستین ارنست بیشتر شدن می یابد تا جایی که آن دو هیچ گاه نمی خواهند از یکدیگر جدا شوند . آنها تا انتها عمر با زندگی می کنند .خطوط تعلیق فرعی :فرار سلستین و ارنست از دست پلیس هادستگیر شدن سلستین ارنست چگونگی آزاد شدن آنهاپیدا کردن دندان از جهان خرس ها شرح :ارنست به سلستین کمک می نماید تا دندان های زیاد ی را از مغازه دندان فروشی بدزدند و آن دندانها را به جهان موشها ، زیر زمین ببرند . استاد دندان پزشک از کار سلستین شگفت زده می شود . موشها متوجه حضـور ارنست می شوند می فهمند که حضـور خرس در جهان موشها با یاری سلستین انجام شده است . به همین خاطر موشهای پلیس ارنست سلستین را دنبال می کنند . آن دو پا به فرار می گذارند و در جهان خرسها (روی زمین) توسط خرسهای پلیس تعقیب می شوند . ولی می توانند از دست آنها فرار کنند . سلستین و ارنست بعد از مدتی زندگی در کنار یکدیگر بیشتر به هم طرفدار می شوند . خرس ها و موشها جای آنها را پیدا می کنند . در نهایت سلستین بوسیله خرس ها و ارنست بوسیله موشها دستگیر می شوند . سلستین ارنست در دادگاه از خود دفاع می کنند . زمان ی که ساختمان دادگاه ها در دو جهان (جهان خرس ها – جهان موشها) آتش می گیرند تمام به غیر از سلستین ارنست دادگاه ها را بدون یاری به قاضی ها ترک می کنند . این دو موفق می شوند موش قاضی خرس قاضی را نجات دهند . انها به خاطر این جانفشانی ! آزاد می شوند و مجوز زندگی با یکدیگر را پیدا می کنند .نقد استراتژیک فلسفی :۱- آدم دیسی (anthropomorphism) :آدم دیسی یا انتروپومورفیسم جمله است از نسبت دادن صفات معین ات ، هم اکنون ت خصوصیات ی آدم ی بهبقیه موجودات اشیا و جانداران .این ایدئولوژی ریشه در زمان باستان دارد . انتساب خصوصیات ی آدم ی به حیوانات اشیا و حتی خدایان در آثار باستانی به خصوص در داستانها اسطوره پردازی ها به روشنی مشهود است . در حوزه های هنری از عبارت ادبیات و داستان نقاشی و مجسمه سازی ظهور این ایدئولوژی در زمان باستان جلوه و ارزش خاصی داشته است . با گسترش ی اهمیت هنر و همین طور نفوذ تکنولوژی و صنعت به آن پرداختن به مورد آدم دیسی شکل ی به گرفته است . امروزه این نوع اندیشه در آثار TV ی مجموعه ی خیلی ی به کار گرفته می شوند . در آثار انیمیشن زیبا ی از این دست می توان “اتومبیل ها ” ” هواپیماها ” را نام برد .در کارتون جالب ارنست و سلستین آدم دیسی یا انتروپومورفیسم اهمیت برجسته ای دارد .جهان ی که عکس می شود حاوی دو بخش است . جهان خرس ها که در روی زمین جهت جامعه تشکیل داده و در آن زندگی می کنند و جهان موشها که در زیر زمین به تشکیل جامعه دست زده قوانینی را بر جامعه ی حاکم کرده اند . در جهان ی (جهان هایی) که ارائه می شود آدم ها اهمیت ی ندارند . در واقع این خرس ها و موش ها هستند که اهمیت آدم ها را تمالک کرده برای خود جامعه و حکومت تشکیل داده اند . در جهان متصور در انیمیشن زیبا ، خرس ها و موش ها مانند آدم ها روی دو پا راه می روند احساس ات خود را به یکدیگر ابراز می کنند ، امرار معاش می کنند از یکدیگر نفرت پیدا می کنند ، با رابطه دوست ها ه برقرار می کنند ، به رانندگی می پردازند . آنها تمام کارها اعمالی که آدم ها در جهان واقعی انجام می دهند را تکرار می کنند .اما می توان بین نظر آدم دیسی موجود در کارتون جالب اندیشه ات بشر غربی در مورد آدم رابطه برقرار کرد . از وقت شروع اندیشه فلسفی در غرب تا به امروز فلاسفه پژوهشگران بیان غربی آدم را در هیئت حیوان استرس یم کرده اند . به عنوان مثال ارسطو آدم را حیوان ناطق می داند فروید به آدم نسبت حیوان غیر قابل اعتماد می دهد فرانسوا دورتیه هم آدم را حیوانی عجیب میخواند . از طرف دیگر در بایولوژی زیست شناسی داروین اجداد آدم ها را از تیره میمون ها می داند . نسبتا حیوان بودن آدم در اندیشه غربی اهمیت ثابت و غیرقابل تغییری دارد .حیوان بودن آدم در ابعاد مختلف اندیشه ی و فلسفی حتی هنری غرب اهمیت معین معین ی دارد . در عصر حاضر ظهور این اندیشه در آثار سینمای ی انیمیشن ی قابل تذکر است . این دیدگاه با باورها ارزشهای دین اسلام ناسازگار است . در اندیشه فلسفه ی غرب تنها به بعد حیوانی آدم پرداخته شده است در حالی که گوهر گرانبهایی که آدم را اشرف مخلوقات کرده است بعد حیوانی او نیست ؛ بلکه فطرت و عبودیت آدم (در نسبت با ربوبیت الله) است که وی را برتر ازبقیه موجودات گردانیده است .از منظر دیگر پرداختن به اندیشه ات انتروپومورفیستی به عدل الهی که اصل خیلی مهم شیعه است خدشه وارد می نماید . در عدل هر چیزی بایستی سر جای خود باشد . حال اگر حیوانات هیئتی شبیه آدم ها پیدا کرده مانند آنها رفتار کنند اصل عدل نفی می شود .حیواناتی مثل خرس و موش دارای خصوصیات ی مربوط به خود هستند که خداوند در آنها گذاشته است . آن خصوصیات خصلت ها با معین ات و خصوصیات یی که در وجود آدم نهادینه شده است متمایز می باشند . همچنین قرار دادن این حیوانات در اهمیت آدم نظم خلقت را بر می زند . زیرا خداوند با حکمت خود هر موجود شی و پدیده ای را در جای خلق جعل کرده است .۲- قدرت نرم :قدرت یعنی تحمیل عزم خود بر دیگری .قدرت به سه دسته تقسیم بندی می شود :قدرت سخت ، قدرت نیمه سخت قدرت نرمیکی از موارد با اهمیت زیاد که مد نظر سازندگان ارنست سلستین قرار گرفته است قدرت نرم است . تعریفی که جوزف نای از قدرت نرم ارائه می دهد جمله است از : توانایی تأثیرگذاری بر دیگران برای کسب نتایج مطلوب از طریق جذابیت به جای اجبار یا تطمیع .اما می توان تعریف قوی تر کامل تر و آسان تری از قدرت نرم بیان کرد . قدرت نرم یعنی تسخیر قلب ها ذهن ها . مدیریت ذهن ها با مدیریت شک یقین میسر می شود مدیریت قلب ها با مدیریت حب بغض .سلستین و گاهی از دوست ها ش مامور می شوند تا از جهان موش ها به جهان خرس ها رفته و دندانهای خراب شده افتاده ی خرس ها را جمع آوری کنند آنها را نزد رئیس دندان پزشکی موشها ببرند .سلستین بعد از جستجو در جهان خرس ها (روی زمین) به شکلی اتفاقی به خانه ای برخورد می نماید به آن وارد می شود . دندان فرزند این خانواده خرسی ! افتاده و پدر مادر او تلاش می کنند که او را آرام کنند . در این سلستین از فرصت مصرف کرده دندان را می دزدد . خرسها متوجه حضـور وی شده وی را دنبال می کنند ولی سلستین خوب می شود که از دست آنها فرار نماید . او حین فرار داخل سطل زباله ای افتاده زیر زباله هایی که در سطل گذاشته می شود حبس می شود .ارنست گرسنه در حالی که سطل ها را جستجو می نماید چیزی جهت سیر کردن خودش پیدا نمی نماید . به سطلی که سلستین در آن حبس شده می رسد . با مشاهده یک موش (سلستین) آب از دهانش جاری شده قصد میل کردن آن را می نماید . ناگهان سلستین متوجه می شود که هر آن ممکن است بوسیله ارنست قورت داده شود ! لذا با دلایلی که جهت ارنست می آورد وی را مجاب ، متقاعد قانع می نماید که او را نخورد .سلستین به ارنست می گوید :”خرس ها فقط تو داستانا موش می خورن نگو که این داستانا رو باور داری تو که یه احمق نیستی !”و بعد می گوید :” فکر می کنی میل کردن موشی مثل من سیرت می کنه ؟ من تنها پوست استخونم . اینکه برا سلامت یت بده که چیزی رو از تو سطل زباله پیدا کنی بخوری . تو که باور نمی کنی چقدر بیماری تو این چیزا هست مثل انفولانزا تیفوس ، وبا بیماری ها کبدی و … . میخوایی هر چی بیماری اینجاست رو بگیری ؟! “سلستین می تواند ارنست را مجاب نماید تا وی را نخورد !اینها دلایلی است که سلستین می تواند به وسیله ی آنها ذهن ارنست را با شک یقین مدیریت در نهایت تسخیر نماید .اما بعد از اینکه ذهن ارنست مدیریت شد سلستین به تطمیع ارنست می پردازد .سلستین به ارنست می گوید :” من یه جا میشناسم که می تونی سلامت یت رو به دست بیاری هر چی میخوایی بخوری . شیرینی ، آبنبات ، نون بادومی کیک کلوچه …. “پس انباری که پر از شیرینی و ابنبات نان هست را به ارنست نشان می دهد .این حرکت سلستین باعث می شود که ارنست وی را نخورد . از طرف دیگر باعث شروع دوستی بین خرس و یک موش (که دشمن یکدیگر به حساب می آمدند) می شود .در ابتدای جریان مربی یتیم ها به آنها از دشمنی دیرینه بین موش ها خرس ها داستانی را تعریف می نماید . چهره ای که از خرس جهت یتیم ها که یکی از آنها ارنست است استرس یم می شود چهره خشن وحشتناکی است که بدون درنگ با مشاهده ی یک موش آن را خام خام می خورد . این در حالی است که سلستین از همان ابتدا بر این باور است که می توان رابطه صمیمانه بین موش ها و خرس ها برقرار کرد .نقاشی هایی که سلستین می کشد مؤید این مساله است .سلستین با ارنست رفیق می شود . این در حالی است که جامعه ی موش ها و خرس ها به شدت با دشمن هستند !!در این بین علت ی که می تواند دشمنی ها را کنار بزند دشمن را به رفیق تبدیل نماید تسلط بر ذهن و قلب دشمن مهار کردن آن است . در واقع حلقه واسط رابطه صمیمانه با دشمن مدیریت حب بغض و مدیریت شک و یقین است .در انتها جریان ارنست و سلستین بوسیله پلیس دستگیر و از دور می شوند . از ارنست جای سلستین را می پرسند از سلستین جای ارنست را ولی هیچ یک از آنها به علاقه ای که به پیدا کرده اند جای یکدیگر را به پلیس ها نشان نمی دهند .در نهایت بعد از آزادی ، با دوستی و علاقه ی زیاد ی یکدیگر را در آغوش می گیرند . این نشانگر عشق و علاقه ی بسیار زیاد ی است که بین سلستین و ارنست به وجود آمد . به قدری علاقه این دو به زیاد می شود که هیچ نیرویی نمی تواند آنها را از هم جدا نماید .وابستگی موش خرس به زیاد زیاد می شود به گونه ای که نبود هر کدام سبب از بین رفتن دیگری می شود .۳- مرکانتیلیسم (Mercantilism):مرکانتیلیسم یا سوداگرایی در تعریفی که غربی ها ارائه می دهند سیاست اقتصادی است که هدف آن انباشت ذخایر پولی در تجارت و بر تاثیر فروش کالاهاست .در حوزه ی اقتصادی این ایدئولوژی از قرن ۱۶ تا قرن ۱۸ رواج بسیاری داشته و بیشترین سهم را در ایجاد خصومت استعمار در تمدن های آن زمان داشته است . هر چند مرکانتیلیسم در تمام زمان بوده است و در عصر حاضر نیز این مـدل اندیشه ی با بهره گیری ازروش های مدرن پیشرفته رواج بسیاری دارد.در سوداگرایی افراد در پی کسب سود بیشتر به هر قیمت هستند . آنها حتی با نابود کردن مردم غارت اموال آنان در پی فربه کردن ی های مالی خود هستند .هر آنچه که آدم مرکانتیلیست را وادار می نماید تا به کسب سود به هر قیمت دست بزند ، در حوزه سوداگرایی قابل تحلیل است .در جهان خرس ها خانواده ای در انیمیشن بیان می شود که دو مغازه دارد . پدر خانواده در مغازه اش به فروش شیرینی جات مشغول است مادر خانواده به خرس هایی که دندان (های) را از دست داده اند دندان می فروشد.یک شب به عکس کشیده می شود که خانواده ۳ نفره با غذا می خورند فرزند خانواده علاقه ای به میل کردن نخود فرنگی ندارد رفیق دارد که به جای آن شکلات بخورد اما پدر مادر وی برای او رمز موفق یت و پولدار بودن خود را بیان می کنند .مادر به بچه می گوید :”صد دفعه بهت گفتم که نمیتونی شکلات بخوری .”فرزند می گوید :”چرا؟”پدر به فرزند خود می گوید :”من شکلات می فروشم تا دندونا رو خراب کنه “و مادر می گوید :” منم دندونهای جایگزین رو بهشون می فروشم . “و بعد از این گفته ها پدر مادر به فرزندشان راه و رسم جذب مشتری با لبخند و فریب آنها را روش می دهند .پدر خانواده با فروش شیرینی جات به مردم (خرس ها) باعث خراب شدن دندانهای آنها می شود و مادر خانواده با جمع آوری دندان های افتاده و فروش آنها به همان مردم کسب درآمد می نماید !در واقع جان و مال مردم را با استفاده ازروش های سوداگرانه تمالک کرده و آن ها را خرید فروش می کنند .با این کار هم شیرینی خود را می فروشند و هم از فروش دندان به مردم سود کسب می کنند . اما به چه قیمت ؟ به قیمت نابود کردن دندانهای آنها و تمالک اموال مردم .از سویی دیگر موشها دندانهای افتاده ی خرس ها را دزدیده از آنها جهت تداوم تمدن خود استفاده می کنند .در جایی از کارتون جالب استاد دندانپزشک (در جهان موشها) از به پدیدار شدن تمدنشان به خاطر دندانهایشان شرح ی به سلستین ارائه می دهد و می گوید که اگر موشها دندان نداشته باشند نمی توانند چنین تمدنی در زیر زمین به وجود آورند .در واقع این چرخه ی مرکانتیلیستی است که سبب تداوم زندگی موشها همچنین تداوم زندگی خانواده ی مرکانتیلیست می شود .حال اگر موشها و خرس ها را آدم فرض کنیم ! از منظر کارتون جالب تداوم زندگی آدم ها با پرداختن به مرکانتیلیسم و سوداگرایی محقق خواهد شد .این در حالی است که خریدار مال جان مومنان تنها خداوند است . آدم مومن جان و مال خود را فقط به خدا می فروشد و این مجوز را به افراد دیگر نمی دهد که مال جانش را به هر قیمتی تصاحب تباه کنند .” إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِكُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿۱۱۱ – توبه﴾ ” ترجمه : در حقیقت‏ خدا از مؤمنان جان مالشان را به [بهاى] اینكه بهشت براى آنان باشد خریده است همان كسانى كه در راه خدا می جنگند می كشند و كشته میشوند [این] به عنوان وعده حقى در تورات انجیل قرآن بر عهده اوست چه كسى از خدا به عهد خویش وفادارتر است پس به این معلت ه‏اى كه با او كرده ‏اید شآدم ان باشید این همان كامیابى بزرگ است . ۴- تقابل سنت و مدرنیسم :تقابل بین سنت و مدرنیسم در قدیم به شکل بسیار زیاد جدی دنبال می شده است . امروزه این تقابل همچنان وجود دارد . با ورود غرب از قرون وسطی به زمان مدرن طرح این مباحث شکل جدی تر اثر گذارتری به گرفت . به شکلی که دو جبهه در این میدان شکل گرفت هر کدام برای تایید گام برمی داشتند .مدرنیست ها تلاش می کنند در ساختارهایی که در سنت بیان شده است خدشه وارد کنند آنها را به چالش بکشند . قواعد و قوانین مد نظر سنت را نفی کرده و به نوعی دست به ساختارشکنی می زنند . از طرف دیگر سنت گراها تلاش می کنند که در مقابل ساختارشکنی ها بایستند و اصول قواعد خود را اثبات کنند .اما این نکته را بایستی در نظر داشت که سنت ذیل چه چارچوب قواعدی تعریف شده است . گاهی وقتها سنت بر طبق رسوم غیرقابل قبول و منحط پایه گذاری می شود . در این صورت باید با آن مواجهه شود .در انیمیشن زیبا جلوه ای از تقابل بین سنت و مدرنیسم به نمایش در می آید .قوانین و قواعد سنت به گونه ای نمایش داده می شود که استعدادهای افراد در آن ارزش ندارند . قوانین سختی به سنت نسبت داده می شود که نسبتا کسی توان مواجهه با آنها را ندارد چنانچه فردی به مواجهه با آنها بپردازد از جامعه طرد خواهد شد. ی سلستین ارنست از شهر فرار می کنند به خانه ای دور افتاده که ارنست در آن زندگی می نماید ، می روند . ارنست سلستین ضمن همدردی با یکدیگر از این مورد که در حق آنها اجحاف صورت گرفته و استعدادشان ناچیز پنداشته شده است حرف می کنند . آنها ضمن نقد جوامع به یکدیگر دلداری داده و همدیگر را تشویق می کنند .سلستین به ارنست می گوید :” اونا نمیخوان که من نقاشی بکشم ، میخوان که دندون پزشک بشم “ارنست ضمن همدردی با سلستین می گوید :” می فهمم چی میگی . منم میخواستم یه بازیگر بشم یه موزیک دان جریان گو ولی اونا میخواستن که من یه قاضی بشم . “هر چند ارنست متعلق به جهان خرس هاست و سلستین متعلق به جهان موشها اما علت مشترکی که سبب شده این دو با هم رفیق شوند نوع اندیشه ات آنهاست نه ظاهر قبلی ه ی خانوادگی جامعه ی آنها .در نهایت مردم جوامع آنها می پذیرند که ارنست و سلستین با هم باشند . اما معین نمی شود که جوامع آنها پذیرفته اند که به فرزندان و کودکان خود مجوز دهند تا استعدادهای را شکوفا کنند و هر آنچه که طرفدار می باشند را دنبال کنند .در واقع کارتون القا می نماید که اگر خواست فردی بر خلاف قوانین قواعد تعریف شده برای جامعه اش باشد آن فرد باید مخالفت را ابراز نماید و به مواجهه با ساختارهای موجود بپردازد .ممکن است در ابتدا پیامی که به مخاطب داده می شود مناسب به نظر برسد اما چنانچه به این موضوع دقیق تر عمیق تر نگاه شود نقص هایی در دیدبعضی که ارائه می شود وجود دارد .آیا چنانچه فردی بخواهد بر خلاف ساختارها احکام دینی در جامعه ای دینی حرکت نماید مجاز است ؟!لذا می بایست معین شود که سنت بر کدام اصول پایه گذاری شده است . اگر سنت بر پایه اصول اسلامی استوار شده باشد مسلما در آن سعادت آدم ها ویرایش در شرایط و وضعیت آنها تعریف شده است نیازی به بدعت (بدعت ها و نوآوری ها ساختار شکنی هایی که مد نظر مدرنیست هاست ) در آن نیست .پس دیدبرخی که در انیمیشن زیبا ارائه می شود نقص مهم است . چون تفکیکی بین سنت الهی ازبقیه سنت ها قائل نمی شود . بین سنت منحط خرافی سنت محکم الهی فرق بنیادین وجود دارد . سنت منحط باید کنار گذاشته شود سنت الهی جایگزین آن شود .۵- طرد شدن و فرار از جامعه به خاطر عدم پذیرش قواعد حاکم :مقوله هایی همچون طرد شدن فرار در تاریخ غرب اهمیت مخصوص ای دارند . در اعصار دوره های مختلف تاریخ غرب افراد و گروه هایی بوده هستند که به دلایل مختلف مجبور به ترک جامعه ی می شدند . عده ای دیگر به خاطر عملکردشان از جامعه رانده و طرد می شدند . در عصر حاکمیت کلیسا در غرب به خصوص در زمان ی که رفته رفته شرایط جهت تضعیف کلیسا فراهم شده بود افرادی سعی می کردند اندیشه ات فلسفی علمی را در جوامع فراگیر کنند . گاهی از این اندیشه ات مورد قبول حاکمان کلیساها قرار نمی گرفت . به گونه ای که با آن اندیشه ات و رواج دهندگان آنها برخوردهای سختی صورت می گرفت .عده ای از فیلسوفان ماندیشه ان از جامعه رانده مطرود می شدند و عده ای دیگر فرار را به ماندن در آن شرایط ترجیح می دادند .اما فرار طرد شدن مربوط به زمان قرون وسطی نمی شود بلکه آدم غربی همواره در مواجهه شدن با شرایطی که مخالف خواستش بوده است فرار را بر قرار ترجیح داده است . به عنوان نمونه فرار از مدرنیسم رفتن به سوی پست مدرنیسم نوعی دیگر از فرار در اندیشه غربی است . همچنین در عصر حاضر فرار از پست مدرنیسم حرکت به سوی وضعیت ترانس مدرنیسم هم فرار از شرایط حاکمی است که پست مدرنیسم جهت جوامع به خصوص جوامع غربی به وجود آورد .در نمایی که ابتدای انیمیشن نمایش داده می شود ارنست در خانه ی دور افتاده از شهر زندگی می نماید . گویا او از جامعه بیرون انداخته شده است